عین شین قاف عشق

عین شین قاف

قسم به عشق و آنکه عشق آفرید

قسم به عشق که داستان دلم با عشق

حدیث شیشه و سنگ است

... بگو چرا دل غم دیده ام چنین بشکست!


... آسمان هنوز همچون کوه

تردید داشت چه باید کرد

که عقل و صبرم برفت و طاقت و هوش

و در زمین دلم عشق بر اریکه نشست



و تو ای برترین معمار

درود بر هنرت

درود به خالق قلب در سینه

چه باشکوه خانه می سازی

ای عشق ! خانه ات مبارک باد!


این آسمان به حسرت روز نخست می گرید

و گر نه باران چیست؟

و کوهها چه شگفت ماتشان برده!


یادش به خیر!

خانه زمین در آسمانها بود ‎

به زیر پای آدمیان سر فرود آورده است.


قسم به عشق و خالق آن

که امانت هنوز در قلب است

و ای خدای بزرگ! هنوز ممنونم.

یادم نمی رود...

گذشته از این هیچ بودم من

... که عشق آمد و در زمین دلم بر اریکه نشست.

شاعر : علی سهرابی

/ 0 نظر / 40 بازدید