داوری شعر

در ایران تاریخچه دقیقی از داوری شعر وجود ندارد . جز اینکه قدمت آن را به قدمت شعر منتصب می کنند و می گویند از روزی که شعر پارسی پدید آمد تعیین کیفیت و تمیز خوب از بد در آن خودبخود داوری را ایجاد کرد اما در ادبیات عرب و سالهای حول و حوش صدر اسلام رسم بر این بوده است که شاعران مطرح آن روزگار اشعار(آن زمان بیشتر قصیده) خود را ارائه می کردند و معمولا" بزرگان قبایل و حاکمان آن سرزمین با تعیین بهترین شعر ها و انتخاب هفت قصیده  از بین آنان دستور میدادند آن اشعار برای رویت عموم از دیوار کعبه آویزان شود. همین مسئاله آنچنان باعث تشویق و ترغیب شاعران به سرودن اشعار بهتر شده بود که جلسات هفتگی در بازار مکه برای دور هم نشینی و نقد و بررسی اشعار خود ترتیب می دادند که به نوعی می توان آن را با شب شعر های امروزی مقایسه کرد و غرفه های شعرا در بازار از شلوغ ترین غرفه ها بود.

در ایران معاصر و سالهای قبل از انقلاب بیشترین بار داوری معمولا" به دوش جراید و مجلات و روزنامه ها بوده است. به نحوی که مسئولان صفحات ادبی خودشان با انتخاب بهترین شعر ها و گزینش آنان اقدام به نشر آنان می کردند و این مسئاله هنوز هم رایج است .

 

اما امروز داوری در شعر یک اصل شده است و دیگر حاشیه ای بر شعر نیست. دانشی شده است که در دانشکده های ادبیات باید تدریس شود و مسئاله ای است که با آبرو و ذوق و حیثیت ادبی یک شاعر بازی می کند و دیگر نمیتواند فقط یک (سلیقه) باشد. چیزی که امروزه اکثر داوران برای فرار از تبعیض ها و انتخاب های نابجای خود از آن استفاده می کنند یعنی سلیقه!

 

موسطه:

از اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد شمسی در کشورمان مسئاله ای به نام کنگره شعر رواج پیدا کرد. کنگره هایی که با اعطای امتیاز رایگان چاپ کتاب به برگزیدگان(١) و همچنین پاداش های سکه ای چندصدهزار تومانی و بعضا" میلیونی به آنان و واگذاری تریبون های صغیر و کبیر به بعضی فقط و فقط به بهانه اینکه (شعرشان توسط داوران برگزیده شده است) سبب ایجاد تبعیض های فراوان و حرف و حدیث های مفصلی شدند که دلیلی جز (سلیقه داوران با هم متفاوت است) نمی توانست این افتضاحات را پوشش دهد که البته امروز دیگر تاریخ مصرف این توجیه هم تمام شده است.

 

چرا (داوری) جایگزین (نقد راهگشا) شد؟

ما باید تشخیص بدهیم یا مردم؟ اگر عموم مردم دانش ادبی ندارند ما باید کمکشان کنیم و بهترین ها را به آنان نشان بدهیم؟ مردم از ما کمک خواسته اند؟ پول؟ تریبون؟ سکه؟ چاپ رایگان کتاب؟ .....

 

برای ارزش گذاری یک شعر به نیت پیشرفت آن شعر چرا باید داوری کنیم و چرا نباید همین زحمت و پول و وقت در راه  برگزاری کارگاه های نقد صرف شود؟

 

درست است که مردم باید بهترین ها را انتخاب کنند و تقسیم بندی مسخره ی مخاطب عام و خاص هم خوب است  اما باید قبول کنیم که نه مخاطبان خاصمان آنقدر ها (خاص) هستند و نه مخاطبان عاممان آنقدر ها (عام) . بیش از آنکه در فضای ادبی امروز سواد و دانش حاکم باشد ادعا و دعوا و جنجال حاکم است.

 

سئوال این است که این همه جنجال برای چیست؟ و جواب هم ساده است: برای رسیدن به امتیازاتی که دولت در اختیار بهترین های ادبی گذاشته است. از سفر ترکیه و تاجیکستان بگیرید تا سکه و پول و مسافرت های دور ایران و از این کنگره به آن کنگره و از این شهر به آن شهر رفتن... طبیعی است که شعر به حاشیه می رود و چهره شدن و شناخته شدن می شود دغده اصلی بعضی ها. کما اینکه خیلی ها را می شناسیم و سالها است در تلویزیون به عنوان شاعر به خوردمان داده اند بی آنکه حتی یک شعر از آنان در حافظه اجتماع موجود باشد. اما خیلی های دیگر بی آنکه هرگز دارای تریبون بوده باشند همیشه معروف و محبوب بوده اند.

 

چه باید کرد؟

 تمام این حرف ها و سطر های بالایی برای این بود که به این سئوال جواب دهیم. هرچه تا الان گفته شد را همگی بهتر از نگارنده این متن می دانید. همگی ناداوری دیده اید و آنجا هم که واقعا" شعرتان برگزیده شده است خجالت کشیده اید که نکند در زمزه ی نورچشمی ها قلمدادتان کنند! اما راه حل چیست؟

1-     تحریم : به نظر نمی رسد کار درستی باشد. چون خیلی ها تحریم کردند و گفتند ما دیگر نیستیم و در اینترنت هم نخواهیم بود و در جشنواره ها هم نیستیم و اصلا" نیستیم که نیستیم اما پر سر و صدا تر از قبل برگشتند و اصلا" هم ضایع نشدند حتما".ضمن اینکه خالی کردن میدان برای آقایان به آنان کمک بزرگی خواهد کرد.

2-     شعر خوب سرودن: این را که خیلی ها دارند انجام میدهند اما داوران نمی بینند.

3-     برقراری رابطه با بعضی ها: حرفی نیست. فقط مشروع باشد!

4-     تغییر سنت ناپسند داوری پشت درهای بسته !

داوری پشت درهای بسته داور را از هرنوع انتقاد و مچ گیری فراری می دهد. چون ما شعر های دیگران را نخواهیم شنید تا بتوانیم بفهمیم شعری که برگزیده شد واقعا" حقش بود یا خیر. اگر شعر دختر یک داور برگزیده شد شعرش از دیگری بهتر است یا نه چون داوری پشت درهای بسته و در یک یا دو جلسه انجام شده است و به هیچ وجه من الوجوه شفاف که نیست هیچ تازه ظلمات اندر ظلمات هم هست!

داستان وقتی دردناک تر می شود که در این میان حیثیت ادبی و آرزوها و امید های یک شاعر نوظهور و نوپای با استعداد به خاطر خویشاوند بازی ها و زد و بند های یک عده پایمال شده و هیچ ارگان با نهادی هم نیامده است آئین نامه مدونی برای داوری تنظیم کند که همه چیز به سلیقه (بخوانید رابطه) داور نسبت به شاعر موکول نشود .اما خود ما شاعران بدون نیاز به حمایت دولتی هم می توانیم ابتکار به خرج دهیم:

/ 0 نظر / 22 بازدید